تبليغاتX
زندگی نامه -

حس نوشتن در من انگیزه خوبی به وجود می آورد به طوری که هر وقت برایم مشکلی پیش می آمد به سراغ نوشته هایم می رفتم و با خواندن آنها آرام می شدم. هر وقت به هر جا می رفتم و کاری را انجام می دادم آنها را در دفترم ثبت می کردم و بعد ها که دوباره آنها را مرور می کردم گذشته برایم مرور می شد. نوشتن را در سالهای 67 شروع کردم و بعد ها که به سنین نوجوانی رسیدم توانستم نوشته هایم را به صورت داشتان در آورم. اولین داستانی را که شروع کردم به سالهای 81 می رسد در آن ایام تازه به کارهای فیلمسازی روی آورده بودم و بعد از دعوت در چندین پروژه و علاقه مند شدن به عرصه فیلمسازی مشغول نگارش اولین داستانم به فیلمنامه و کمک از دوستانم آن طرح را با همکاری چندین نفراز دوستانم به صورت یک فیلم داستانی کوتاه تهیه و تدوین نمودیم و بعد ها توانستم چندین داستان و برنامه ترکیبی را بنویسم که از جمله می توان به داستان دوست خوب من- مستند سوی دیار عاشقان - داستان تابلو- مستند هجوم خاموش داستان دوستان خوب مستند باب الحوائج داستان مسافر سحر داستان نامه های بی نشان مستند عروج آفتاب داستان میعادگاه و داستان دیدار و مستند شکوه و همبستگی اشاره کرد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 19:47  توسط پاکنیا  |