تبليغاتX
زندگی نامه -

حافظ شیرازی                      

 

واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند

 

چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند!

 

مشكلي دارم ، ز دانشمند مجلس باز پرس :

 

(- توبه فرمايان چرا خود توبه كم تر مي كنند؟

 

( گوئيا باور نمي دارند روز داوري

 

( كاين همه قلب و دغل در مي كنند! )

 

يارب ! اين نو دولتان را بر خر خودشان نشان

 

كاين همه ناز از غلام ترك و استر مي كنند .

 

بنده پير خراباتم كه ، درويشان او

 

گنج را از بي نيازي خاك بر سر مي كنند.

 

اي گداي خانقه ، بَرجَه ! كه در دِير مغان

 

مي دهند آبي و دل ها را توانگر مي كنند .

 

آه ، آه از دست صرافان گوهر ناشاس !-

 

هر زمان خَرمٌهر را با دٌر برابر مي كنند .

 

خانه خالي كن دلا تا منزل سلتان شود،

 

كاين هوسناكان ، دل و جان جاي لشكر مي كنند!

 

حسن بي پايان او چندان كه عاشق مي كشد

 

زٌمره ئي ديگر به عشق از خاك سر بر مي كنند .

 

بَر در ميخانه عشق ، اي ملك ، تسبيح گويى !

 

كاندر انجا طينت آدم مٌخَمَر مي كنند .

 

وقت صبح از عرش مي آمد خروشي ، عقل گفت:

 

(قدسیان را بین که شعر حافظ از بر می کنن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:6  توسط پاکنیا  |